لــبــخــنــد بـــزن...!
عـــکــاس مـــدام ایــن جــمـــلــه را تــکـــرار مـــی کــنـــد...
اصـــلا بــرایـــش مـــهـــم نــیـــســـت،کـــه در وجـــودتــ...
حــتـــی یـــک بــهــانــه بــرای لــبــخــنـــد نــیـــســـتــــ...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
هـنــــوز هــــــم از بـــــازے ڪــــلاغ پــــــر مـــــے تــــــرســـــم . . .
مــــے تـــــرســــــم ڪــــــــﮧ بــگــــــویـــــــم رفــــــاقـــــت . . .
آروم بــگـــــــویـــــــے پـــــــــر
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
ميگن سه موقع دعا برآورده ميشه:
يکي وقت غروب
يکي زير بارون
يکيم وقتي دلي ميشکنه
من وقت غروب زير بارون با دلي شکسته دعا کردم خدايا هيچ دلي نشکنه....
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
چه سخت است در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن
به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کرده؟
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم....
تو دلم گریه کردمو دم گوشش گفتم:
بی معرفت !
دستای من تغییر نکرده... دستات به دستای اون عادت کرده...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
یه وقتایی ی چیزایی هست
که فقط خودت میفهمی و درک میکنی...
هرچقدرم واسه کسی توضیح بدی نمیفهمه...
زندگی من پراز این چیزاس!!
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
تو را میستایم با اینکه میدانم تو برای من نیستی
تو را دوست دارم
با اینکه میدانم به وجود من احتیاجی نداری
تو را دوست دارم با اینکه میدانم روح و جسم تو متعلق بدیگری است
صدایت را دوست دارم با اینکه میدانم برای من نمی خوانی
سیمایت را دوست دارم با اینکه میدانم مال دیگری هستی
تو را دوست دارم
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
شب است...
کلنجار میروم باخودم با دلتنگی هایم با قلب له شده ام با غرور شکسته ام
سراغش را بگیرم...نگیرم...بگیرم...نگیرم...
نزدیک صبح است...دل را به دریا زدم...
مشترک مورد نظر درحال مکالمه می باشد...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
نـشستـه ام...
بــه یـاد کــودکــی هـایــم ،
دور "غــلـط" هــا ،
یـک خــطقرمزمـی کــشـم !
حتی...
دور تــــــو !
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی